توضیحات وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

این وبلاگ مربوط به جغرافیا می باشد و توسط گروه جغرافیای ناحیه دو شهرستان ری برای اطلاع بیشتر شما  دانش آموزان و دبیران محترم از مباحث مهم جغرافیا و ویژگی های جغرافیایی میهن عزیزمان،ایــران و به نیت اطلاع هر چه بیشتر شما از جغرافیا تهیه گردیده.انتظــار می رود که ما با آشنایی از منابع گرانبها و طبیعت ارزشمند جهان هستی در حفاظت از این نعمت های الهی کوشا باشیم.

در ابتدا و قبل از خواندن سایر مطالب ذکر اهداف علم جغرافیا را ضروری می دانم.

اهــداف علم جغرافیا

چگونه یک نیمرخ توپوگرافی رسم کنیم؟

چگونه یک نیمرخ توپوگرافی رسم کنیم؟

نیمرخ توپوگرافی یک برش عرضی یا طولی از دامنه است که می خواهیم آن را مطالعه کنیم. نیمرخ

های توپوگرافی ، مبنای تهیه نیمرخ های زمین شناسی هستند.  نوع نیمرخ توپو گرافی  می توان

رسم کرد:

1-نیمرخ توپو گرافی عرضی که در واقع برشی است عمود بر منحنی های میزان یا عمود برشیب

دامنه .و منظور از تهیه آن مطالعه وضعیت دامنه از نظر شکل عوارض است.

                                                                                                      

  2- نیمرخ توپو گرافی طولی که منطبق بر خط تالوگ است.و منظور از تهیه آن تعقیب مسیر رود

هاست و چگونگی تغییرات بوجود آمده در مسیر یک رود می باشد.

 

   3-  گاهی نیز به منظور مطالعه ای خاص ، مقاطع متععدی در یک نیمرخ تهیه می کنند. وممکن است

ترکیبی از نیمرخ های عرضی و طولی باشد. در چنین نیمرخ هایی جهت تغییر زاویه را با نقاله

اندازه گرفته و در ابتدا و انتهای هر قطعه آدرس جهت آن را قید می کنند.

بر روی نیمرخ های طولی اثرات فرسایش مطالعه می شودو مقاومت نسبی سنگها را می توان

تعیین کرد . بر روی نیمرخ های عرضی ، تعیین شکل دره و دلایلی که سبب نوسانات این نیمرخ ها

شده است مشخص می شود.

برای رسم یک نیمرخ کافی است محل مورد نظر را با دونقطه مشخص کنید و خطی بین آنها رسم

نمایید. حال یک کاغذ میلیمتری را از وسط تا کنید و محل تاشدگی را بر روی خطی که در نقشه رسم

کرده اید مماس کنید. محل تلاقی هر یک از منحنی میزان ها را با خطی که روی نقشه کشیده اید بر

روی کاغذ میلی متری علامت بزنید.کاغذ میلیمتری را باز کنیدو محل تا شدگی را به عنوان محور

افقی نیمرخ در نظر بگیرید .و در سمت چپ آن خطی عمود بر محور افقی ترسیم کنید که در واقع

محور عمودی یا محور ارتفاعی نیمرخ شما خواهد بود.بر روی این محور عمودی متناسب با نیازی

که دارید تقسیم بندی ارتفاعی انجام دهید. بین هر مقطع ارتفاعی و نقطه همان ارتفاع که بر روی

محور افقی تعیین کرده بودید؛ یک رابطه خطی برقرار کنید و محل آنرا علامت بزنید.با وصل کردن

نقاط بدست آمده به یکدیگر ، نیمرخ توپوگرافی محل مورد نظر بدست می آید.

مثلث برمودا

 

موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. رأس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.
در غرب اقیانوس اطلس، در آن سوی سواحل جنوب شرقی ایالات متحده ، ناحیه ‌ای وجود دارد که به شکل مثلث است . این ناحیه از برمودا در شمال آغاز می‌شود و تا قسمت جنوبی فلوریدا امتداد می‌یابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزایر باهاما و پورتوریکو، به طول جغرافیایی 40 درجه به سمت غرب کشیده می‌شود و دوباره به برمودا باز می‌گردد.
این ناحیه که به مثلث برمودا معروف است، در لیست رازهای ناشناخته جهان به مکانی اضطراب انگیز و باور نکردنی به ثبت رسیده است . در این مکان بیش از صدها هواپیما وکشتی بدون آنکه کوچکترین اثری از آنان باقی بماند ، ناپدید شده‌اند. اغلب این حوادث از سال 1945 به بعد روی داده است ،و در طول 26 سال اخیر بیش از 1000 نفر در این ناحیه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بی آنکه حتی اثری از جسد یکی از آنها یا نشانه ای از بقایای هواپیماها و کشتی‌های ناپدید شده باقی مانده باشد .
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.
این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای مأموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند
.

منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال ترددند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولاً هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیاً در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
مشاهدات و گزارشات
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدأ و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعاً قطع شده‌اند. دقیقاً مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.
در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.
علل واقعه
علل فرضی طبیعی : توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از : جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.
یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.
ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابراز می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
داستانی عجیب
حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟
آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟


گذشته و آینده برمودا
به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است. اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.
دانشمند روسی مدعی کشف راز مثلث برمودا شد
دانشمند ژئوفیزیک و نظراتش : یک دانشمند ژئوفیزیک ساکن شهر وارونژ روسیه مدعی کشف یک علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.
به گزارش ایسنا، ولادیسلاو بوکریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یکی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه‌های ‌ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی میدهد. این حرکت به یادآورنده پرتاب کننده دیسک است که در آغاز خود میچرخد و تنها در لحظه ای که بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد، دیسک را به جلو پرتاب میکند.
به نظر وی وجود میکرو و ماکرو گودال‌هایی ‌در این منطقه، مولد آشفتگی‌های ‌جاذبه ای و مغناطیسی میباشد که در نتیجه آن دستگاه‌ها ‌از کار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل میکند که گاهی مرگبار است.
وی میگوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌های ‌ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود میکشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مرکز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناک است. در این فاز(با مهندسی نرم افزار اشتباه نگیرید)، ابتدا گودال‌های ‌آبی و پس از آن گودال‌های ‌هوایی پدیدار میشوند. این وضعیت همانند فنجانی است که به طور ناگهانی انتهای آن را باز کنند. آب به سمت شکاف حرکت میکند و حرکتی گردشی به خود میگیرد و در امتداد خود، جریان هوا را میراند. این دانشمند ژئوفیزیک روسیه میافزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشکیل جریانات، میتوان روشی را ایجاد کرد که وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناک جهان هشدار دهد

ناحیه خزری

ناحیه خزری

 که نوار سبز شمال کشور را تشکیل می‌دهد. منطقه هیرکانی دارای آب و هوای مرطوب بوده و متأثر از دریای خزر می‌باشد.این منطقه از استارا در گیلان اغاز شده و تا ارتفاعات بجنورد در خراسان شمالی ادامه می‌یابد. اصلی ترین درختان این جنگلها پهن برگ هستند. تعداد اندکی از درختان سوزنی برگ نیز در این جنگلها یافت می‌شوند

چشم‌انداز گیاهی و جانوری درناحیه­ی مازندرانی (خزری) : پوشش گیاهی ناحیه­ی مازندرانی، شامل جنگل­های انبوه، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناوراست. علت این امر، بارش فراوان، خاک مساعد و دمای ملایم است که موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است.

مساحت جنگل­های شمال حدود 1،840،000 هکتار است و دامنه­ی شمالی رشته کوه البرز را پوشانیده است. این جنگل­ها از بجنورد تا آستارا کشیده شده، جنگل­های این ناحیه­ پوشیده ازدرختان پهن برگ از نوع بلوط ، سپیدار، راش، افرا و غیره است.

جانوران ناحیه­ی مازندرانی نیز متنوع‌اند و در جنگل­های این ناحیه، گربه وحشی، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوک وحشی زندگی می‌کنند. در مرداب­ها و برکه‌ها و باتلاق­های این ناحیه قورباغه، مار، سنگ‌پشت، خرچنگ و همچنین انواع پرندگان مانند مرغابی، غاز، قو، و حواصیل به ویژه در فصل پاییز و زمستان به فراوانی یافت می‌شوند. همچنین دریای مازندران و رودهای آن زیستگاه انواع مختلف ماهی است

ناهمواریهای ایران

ناهمواریهای ایران

                          

ایران با قرار گرفتن بر روی فلات ایران یکی از کوهستانی‌ترین و ناهموارترین کشورهای منطقه به حساب می‌آید. با اینکه بسیاری از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس فاقد هرگونه توپوگرافی قابل ملاحظه‌ای می‌باشند ولی ایران با قرار گرفتن در حاشیه شمالی خلیج فارس دارای پستی و بلندیها با رشته‌کوها و قلل مرتفع فراوانی است که از آنجمله می‌توان به قله دماوند، سبلان، زردکوه، بینالود و غیره اشاره کرد.  در مورد ناهمواریهای ایران چند نکته جلب ‌نظر می‌کند.

 بیشتر سطح ایران را کوهستان و سرزمینهای مرتفع در بر گرفته و بیشتر این کوهستانها در بخشهای شمالی، غربی و جنوبی کشور قرار دارند و قسمت عمده‌ای از نیمه شرقی ایران را سرزمینهای پست و کوههای جدا از هم به وجود آورده‌اند و حواشی باریکی از زمین‌های پست در شمال و جنوب کشور نواحی کوهستانی را از دریاهای مجاور جدا می‌سازند. هرگاه 3 نقطه ایرانشهر،‌ قم و سبزوار را به هم متصل کنیم، مثلثی خواهیم داشت به وسعت بیش از 300 هزار کیلومتر مربع که با یکی دو استثنا نواحی پست داخلی مخصوصاً دو بیابان عظیم دشت کویر در شمال و کویر لوت در جنوب را در بر خواهد داشت . وجود این ناهمواریها و بخصوص رشته کوههای البرز و زاگرس اولا باعث تغییر پذیری شدید آب و هوا در دو طرف رشته کوهها شده و ثانیا به سبب وجود مناطق مرتفع فراوان بر روی این رشته کوهها استفاده از مدلهای مختلف برای محاسبه متغیرهای مختلف اقلیمی و از جمله تابش همیشه با خطای خاص خود مواجه است. ناهمواریهای ایران را به 6 منطقه مشخص می ‌توان تقسیم کرد.

‌أ. رشته کوههای البرز: شامل ارتفاعات میان آرارات و سرخس در دو گوشه شمال غربی و شمال شرقی کشور

ب.  رشته کوههای زاگرس: منطقه کوهستانی عظیمی که از صدها رشته موازی، پیوسته، مجزا و احیاناً در هم پیچیده و گره خورده تشکیل شده، و مانند دیواری ستبر و عریض از گوشه شمال غربی به موازات مرزهای سیاسی تا گوشه جنوب شرقی به مثابه بدنه‌ای از فلات ایران کشیده شده است.

‌ج. رشته کوههای مرکزی: کوهپایه ‌ها و دامنه ‌های شرقی آخرین ردیف از رشته‌های زاگرس به نواری از چاله‌ های داخلی ایران منتهی می‌‌گردد که مهم‌ ترین آنها در چاله یا حفره اصفهان- سیرجان مشاهده می‌‌شود. طرف دیگر، یعنی شرق این نوار چاله‌ای را سلسله کوههای پراکنده‌‌ای تشکیل می‌‌دهد که به نام عمومی کوههای مرکزی خوانده می‌شود و بیشتر آنها بر اثر آتشفشانیها به وجود آمده‌اند.

‌د. رشته کوههای شرقی: آخرین منطقه کوهستانی ایران از یک سلسه بریدگیهای منفرد و مجزا تشکیل شده که به موازات مرز سیاسی میان ایران و افغانستان و پاکستان از شمال خراسان تا جنوب بلوچستان در مسافتی بیش از 1.000 کیلومتر کشیده شده است و نیمه شرقی استان بزرگ خراسان و استان سیستان و بلوچستان را در بر می‌‌گیرد.

‌ه. منطقه پست داخلی: این بیابانها از چند کیلومتری جنوب تهران آغاز شده، در امتداد جنوب- جنوب شرقی تا حدود بم در راه میان کرمان و زاهدان به طول 1.500 کیلومتر ادامه دارد. در این منطقه وسیع رشته کوههای متعدد و مجزایی نیز وجود دارد که بیابانها را به واحدهای کوچکتری تقسیم می‌کند.

‌و. منطقه ‌پست ساحلی: در فاصله میان بدنه‌‌های فلات و دریاهای مجاور، نواحی کم ارتفاعی با وسعتهای مختلف وجود دارد که از نظر انسانی (مخصوصاً در شمال کشور) اهمیت فراوان دارند. این مناطق شامل سواحل پست حاشیه دریای خزر و سواحل پست حاشیه خلیج فارس و دریای عمان می‌باشند.

 __________________________________________________________________

                  (   بخش دوم   )

 

 

ناهمواریهای ایران

 

پیدایش چین خوردگی­ها و ناهمواری­های ایران نتیجه­ی حرکات کوهزایی اواخر دوران سوم زمین شناسی است که پیدایش این چین خوردگی­ها همزمان با پیدایش کوه­های جنوب اروپا و آسیا بوده است. در ایران نمونه‌های مشخص ناهمواری به صورت کوهستان­های بلند و پرحجم با دامنه‌های پرشیب و دره‌های تنگ و گذرگاه­ها یا به صورت سرزمین­های کمابیش هموار و یکنواخت دیده می‌شود. 

1. کوهستان­ها :‌

 

 

             

 

بیش از نیمی از وسعت ایران پوشیده از کوه­های بلند است. این کوه­ها یا مانند البرز در طول صدها کیلومتر چون دیواری کشیده شده و عبور از آن فقط از طریق گردنه‌های بلند و گذرگاه­ها عملی است، یا مانند ابر سن (زاگرس)  شامل رشته‌های مرتفع و موازی با دره‌های گود و دامنه‌های پرشیب است که نواحی داخلی ایران را از کناره­ی خلیج فارس جدا می‌کند و تنها از راه دره‌های پرپیچ و خم رودها که در طول سدها هزار سال حفر شده‌اند، می‌توان از آن­ها عبور کرد.

 

2. سرزمینهای هموار :

 

                    

 

در مقابل کوهستان­های بلند با دره‌های گود، پهنه‌های کم و بیش وسیع و همواری در داخل یا در حاشیه­ی فلات ایران وجود دارد. این سرزمین­ها با وسعت و ارتفاع متفاوت در محل کوهپایه‌ها و یا در میان رشته‌ کوه­ها گسترده شده‌اند. جلگه‌های ساحلی شمال و جنوب دشت لوت و دشت کویر نمونه‌هایی از آن­ها به شمار می‌روند.

 

تقسیم‌بندی ناهمواری­های ایران

 

ناهمواری­های ایران را می‌توان از نظر طبیعی و جهت برجستگی و شرایط خاص منطقه به چند دسته تقسیم کرد : 

کوه­های شمالی

کوه­های غربی و جنوبی

کوه­های شرقی

کوه­های مرکزی

جلگه‌های ساحلی

چاله‌های داخلی

 

1ـ کوه­های شمالی

 

این رشته عظیم کوهستانی مشتمل است بر کوه­های آذربایجان در شمال غربی و ماسیف البرز در مرکز و کوه­های خراسان در مشرق. ذمهمترین کوه­های آذربایجان، رشته کوه­های قوسی شکل ارسباران واقع در ساحل رود ارس است. با قله­ی «نشان کوه» به ارتفاع 3700 متر که از سوی غرب به آرارات و از سوی شرق به کوه­های تالش متصل می‌شود. این رشته کوه­ها دنباله­ی رشته کوه­های قفقاز به شمار می‌آیند که با دره­ی عمیق رود ارس از یکدیگر جدا می‌شوند. در داخل فلات آذربایجان دو توده­ی عظیم کوهستانی سهند و سبلان قرار گرفته که هر دو از کوه­های آتشفشانی خاموش با چشمه‌های آب معدنی فراوان هستند. بلندترین قله سهند 3710 متر و بلندترین قله مستوراز برف سبلان 4811 متر ارتفاع دارد.ماسیف عظیم البرز که در دوران چین‌خوردگی آلپی تکوین یافته، با قللی مرتفع و دره‌هایی عمیق مانند سد عظیم قوسی شکل به طول تقریبی 600 کیلومتر بین دریای مازندران و فلات مرکزی ایران واقع شده است. این دیوار عظیم در غرب با دره عمیق سفیدرود از کوه­های تالش جدا شده، از سوی شرق به کوه­های خراسان می‌پیوندد. عریض‌ترین و مرتفع‌ترین ناحیه­ی این کوهستان قله­ی دماوند به ارتفاع 5671 متر است و هرچه از دو سوی آن به طرف شرق و غرب پیش برویم، هم از ارتفاع و هم از عرض آن کاسته می‌شود.

 کوه­های خراسان در شمال شرقی ایران، دنباله­ی کوه­های البرز، قسمت سوم از کوه­های شمالی ایران را تشکیل می‌دهد. این دسته از کوه­ها به صورت رشته قوس­های موازی از شاه کوه آغاز می‌‌شود و در جهت شمال غربی به جنوب شرقی تا هندوکش در افغانستان امتداد دارد. در میان این رشته کوه­های موازی، دره‌ها و دشت­های وسیع وجود دارد که گاهی پهنای آن­ها در بعضی نقاط به حدود 200 کیلومتر می‌رسد.

 

2ـ کوه­های غربی و جنوبی 

در سراسر غرب ایران، سلسله جبال عظیم دیوار مانندی به صورت موازی از رشته‌های طاقدیسی کشیده شده که از کوه­های آذربایجان، در شمال غرب ایران آغاز می‌شود و به طرف جنوب و جنوب شرقی تا سلسله جبال مکران در بلوچستان امتداد می‌یابد. این سلسله جبال که کوه­های ابرسن (زاگرس) و شاخه‌های آن را تشکیل می‌دهد، مجموعه­ی پستی و بلندی­های منظم و ویژه‌ای است که در جنوب گسله‌های سراسری از کردستان جنوبی تا شمال تنگه هرمز گسترده شده است. ابرسن با جلگه‌های وسیع و دشت­های پهناوری چون جلگه­ی کرمانشاه در غرب و جلگه­ی شیراز در جنوب، از هم جدا شده و به قسمت­های شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می‌شود.

 ناحیه­ی ابرسن شمالی که در جنوب کوه­های آذربایجان قرار دارد بلندی ارتفاع آن نسبت به نواحی دیگر کمتر است و در مقابل دره‌های تنگ متعدد و کوه و کمرهای سخت‌تری دارد که ارتباط­ها را مشکل می‌کند.

 ابرسن مرکزی، مانند البرز میانی، مشتمل بر بسیاری از قلل بلند است که بیش از 3000 متر ارتفاع دارند و در بیشتر ایام سال در زیر پوششی از برف مستورند. غالب این کوه­ها پوشیده از جنگل­های بلوط و نارون بوده و دامنه‌های آن­ها چراگاه­های وسیع و محل ییلاق ایلات و عشایر کرد، لر و بختیاری است. مرتفع‌ترین ارتفاعات ابرسن به نام کوه­های بختیاری در فاصله­ی لرستان تا جلگه‌های شیراز واقع شده که از یک سو به فلات داخلی مرتبط است و از سوی دیگر به جلگه‌های خوزستان و ساحل خلیج فارس منتهی می‌شود. بلندترین نقطه­ی آن زردکوه، 4547 متر ارتفاع دارد.

در نواحی جنوبی ایران، رشته کوه­های ساحلی در امتداد خلیج فارس و دریای عمان کشیده شده و تا بلوچستان امتداد دارد. ارتفاع رشته‌های جنوبی کم است و هرقدر به ساحل نزدیک می‌شود، از ارتفاع آن کاسته می‌شود. مهم‌ترین کوه­های این ناحیه تنگستان و لارستان است که به سوی شرق کشیده و به کوه­های بشاگرد در ساحل دریای عمان متصل می‌شوند. بشاگرد با ارتفاع 2161 متر در جنوب باتلاق جازموریان با جهت شرقی ـ غربی کشیده شده و تقسیم‌ کننده آب میان دریای عمان و جازموریان است. این کوه­ها عموما خشک‌اند و فاقد پوشش گیاهی و دارای گردنه‌ها و گذرگاه­های صعب‌العبور هستند. 

3ـ کوه­های شرقی

 در مشرق ایران، از خراسان در شمال تا بلوچستان در جنوب، ارتفاعات متعددی وجود دارد که می‌توان آن­ها را در سه واحد نسبتا بزرگ کوهستانی خلاصه کرد :

یکی واحد کوهستانی جام مرکب از ارتفاعات باخرز، کوه سرخ، کوه سیاه، کوه هشتادان در جنوب خراسان که این دسته از کوه­ها با اشکوب­های صخیم از ورقه‌های نمک و سنگ آهک تشکیل یافته و عموما جهت شرقی ـ غربی دارند. دیگری کوه­های قائن در جنوب جام که به سبب قلت بارندگی از مشخصات آن، خشکی و برهنگی است. ارتفاعات معروف آن کوه کلات، کوه سلیمان، کوه آهنگران و شاه کوه است. این دسته از کوه­ها در جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی امتداد داشته و در جنوب شرقی به دشت لوت منتهی می‌شوند.  دسته­ی سوم سلسله جبال مکران در بلوچستان است که از حوالی زابل در سیستان آغاز می‌شود و تا ناحیه­ی چهل پشت، آخرین نقطه­ی سرحدی ایران در بلوچستان امتداد می‌یابد. ارتفاعات مهم آن، کوه پلنگان، کوه ملک سیاه، کوه آتشفشان خاموش تفتان به ارتفاع 4050 متر است. 

4ـ کوه­های مرکزی

 

کوه­های مرکزی ایران از تعدادی ارتفاعات غیرمنقطع رشته مانند در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از حوالی کاشان تا فلات مرکزی بلوچستان ادامه دارد. عمده‌ترین کوه­های رشته­ی مرکزی، شامل قافلان کوه (در راه تهران ـ تبریز)، کوه­های کرکس در جنوب کاشان، کوه­یهای نایین در یزد، شیرکوه در جنوب غربی یزد، کوه­های بارز و شهسواران در کرمان و کوه بزمان در مرکز بلوچستان است. نواحی مرکزی از نظر وجود کان­های مختلف اهمیت بسیار دارد و از مشخصات طبیعی آن، باران کم، تغییرات ناگهانی هوا، وزش بادهای سخت، کمی رودخانه‌های دائمی و سیلابی بودن رودهاست. زراعت نیز محدود به بستر رودخانه‌ها یا دامنه­ی کوهستان­هاست.

 

5ـ جلگه‌های ساحلی 

جلگه‌های ساحلی دریای مازندران (کاسپین): حاشیه­ی باریک جنوبی دریای مازندران که بلافاصله بعد از دریا آغاز می‌شود و امتداد آن تا دامنه‌های شمالی البرز می‌رسد، جلگه‌های ساحلی دریای مازندران را تشکیل می‌دهد. طول جلگه‌های ساحلی دریای مازندران حدود 500 کیلومتر و عرض این جلگه‌ها در طول خود از آستارا تا رود گرگان همواره متغیر و غالبا کمتر از 20 کیلومتر بوده است.

 

جلگه‌های ساحلی خلیج فارس و دریای عمان : جلگه‌های ساحلی جنوب ایران به طور تقریبی 1480 کیلومتر در مجاورت دو دریای عمان و خلیج فارس قرار دارد و رودخانه­ی میناب، این منطقه­ی ساحلی را به دو قسمت جلگه­ی ساحلی خلیج فارس (از مصب اروند رود تا میناب) و جلگه­ی ساحلی مکران (از میناب تا مرز پاکستان) تقسیم می‌کند. تنگه­ی هرمز در 8 کیلومتری بندرعباس حد فاصل میان این دو دریا قرار دارد.

 

6ـ چاله‌های داخلی 

فلات بزرگ ایران که بخش اعظم آن (حدود نیم مساحت ایران) از رشته‌های متوالی و پشت سر هم کوه­ها و مرتفعات پوشانیده شده، مانند حلقه‌ای تمام اطراف آن را محصور ساخته است. در داخل آن، میان کوه­های البرز و خراسان و کوه­های مرکزی و کوه­های شرقی، بیابان­های داخلی ایران به مساحت تقریبی 320 هزار کیلومتر مربع (در حدود یک پنجم مساحت کشور) قرار دارند که ارتفاعات آن­ها را به حوضه‌های چندی تقسیم می‌کند : مهم­ترین حوضه‌های آن یکی حوضه­ی شمالی به نام کویر نمک و دیگری حوضه­ی جنوبی به نام کویر لوت است. 

کویر لوت : لوت در جنوب شرقی کشور واقع شده و در حدود 80 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد. لوت را از لحاظ شکل ناهمواری و پراکندگی عوارض جغرافیایی می‌توان به سه بخش تقسیم کرد :

لوت شمالی، لوت جنوبی، و لوت مرکزی، که وسیع‌ترین و نیز پست‌ترین بخش بیابان لوت است و در آن نمونه‌های کامل انواع عوارض مختلف بیابانی دیده می‌شود. لوت، از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر و قسمت اعظم آن فاقد گیاه است. در هیچ قسمتی از ایران سرزمینی به این خشکی و کم‌گیاهی دیده نمی‌شود. منطقه فاقد حیات حدود 200 کیلومتر طول و 150 کیلومتر عرض دارد و قسمت­های مرکزی لوت مرکزی به کلی فاقد گیاه است.

 کویر نمک : کویر نمک فضای وسیع و بستر پرشده­ی یک چاله­ی زمین‌شناسی است که در جنوب رشته کوه البرز میان خراسان و سیستان و قم و کاشان و یزد قرار گرفته است. طول آن از شرق به غرب 600 کیلومتر و عرض آن از شمال به جنوب از 100 تا 300 کیلومتر است. سطح آن صاف و هموار با مختصر شیبی از کوه­ها به پست‌ترین نقطه منتهی می‌شود.

بخش بزرگی از کویر نمک را شن و سنگ‌ریزه پوشانده است که اغلب دستخوش باد قرار می‌گیرند. طوفان­های سخت، شن آمیخته به نمک را مانند امواج دریا به حرکت درمی‌آورد و گاهی به شکل تپه‌های طولانی به جا می‌گذارد. این تل­های شنی که در اثر وزش باد تغییر جا می‌دهند، به تپه‌های ریگ روان معروفند. کویر نمک از خشک‌ترین نواحی ایران است : میزان بارندگی حدود 100 میلی‌متر و اختلاف درجه حرارت شبانه‌روز در سال بسیار زیاد و بین صفر و هفتاد درجه است.

ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی

ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی

 ایران به دلیل گستردگی و وجود کوهستانهای بسیار و زمینهای بیابانی و همجواری با دو دریای بزرگ در شمال و جنوب و نیز به دلیل قرار داشتن در مجاورت نسبی اروپا و دریای مدیترانه و صحرای بزرگ آفریقا و اقیانوس هند و همچنین ارتفاعات سردسیر آسیا، دارای آنچنان تنوعی در اقلیم است که در کمتر کشوری دیده می شود. این نواحی بیابانی و صحراها حدود یک چهارم مساحت ایران را تشکیل می دهند. وسعت بیابانهای ایران بالغ بر 34 میلیون هکتار می باشد که 12 میلیون هکتار آن را شنزار ها و ماسه زارها تشکیل می دهند. 5 میلیون هکتار از این ماسه زارها فعال و روان هستند. در حالی که وسعت ماسه زارها و نواحی کویری کشور ما بیش از وسعت کشورهایی مانند قطر، بحرین، و کویت می باشد، و از سوی دیگر نواحی صحرایی ایران، دارای پوشش گیاهی غنی بوده، و نیز زیستگاه انواع جانوران نادر و کمیاب است، متاسفانه بسیاری از هموطنان ما از وجود چنین طبیعت بکر و منحصر بفردی بی اطلاع هستند و صحرا را در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تجربه می کنند. لازم است بدانیم، برای دیدن صحرا نمی بایست الزاما به کشورهای عربی مسافرت کرد، کویر نزدیک است.

 

چشم‌انداز گیاهی و حیوانی درناحیه­ی بیابانی و نیمه بیابانی :

در ناحیه­ی بیابانی ایران به علت باران کم و نامنظم و تبخیر زیاد و وزش باد، پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی می‌توانند رشد کنند که در مقابل گرما و خشکی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و با فاصله روییده‌اند. در این ناحیه، به ویژه در نواحی شرقی استان فارس، مرکز کویر نمک، کرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارک، نواحی جنوبی خراسان و کوه­های شاهسواران و بارز جنگل­های پسته که اغلب آن­ها را «بنه» نیز می‌نامند، همراه درختان بادام وحشی دیده می‌شوند. مساحت این جنگل­ها را 2،400،000 هکتار برآورد کرده‌اند. همچنین در کرانه‌های دریای عمان و خلیج فارس جنگل­های گرمسیری به صورت پراکنده دیده می‌شوند که درختان آن­ها عبارتند از: گز، کهور، کنار، آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) که برگ آن مصرف علوفه دارد.
جانورانی که در این ناحیه زندگی می‌کنند عبارتند از: آهو، یوزپلنگ، گورخر و پرندگانی از قبیل پلیکان، فلامینگو، و درنا. همچنین درکناره‌های دریای جنوب و میان آن­ها سنگ پشت، ستاره دریایی، میگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهی­ها وجود دارند.

دانش آموز عزیز در مناطق مختلف ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی با توجه به درجه ی حرارت و مقدار بارندگی متفاوت سه نوع آب و هوا دیده می شود :

1- آب و هوای بیابانی داخلی :در مرکز و مشرق ایران حکمفرماست. دمای هوا  بالا و میزان بارندگی کم و تبخیر در آن بسیار شدید است. اختلاف دمای شب و روز و تا بستان و زمستان زیاد می باشد.در روز هوا به شدت گرم و در شب به علت خشکی هوا دما به سرعت کاهش می یابد .

2-آب و هوای بیابانی کناره ای :در کناره های خلیج فارس و دریای عمان دیده می شود .دمای متوسط هوا بالا و بارندگی کم است در فصل تابستان هوا به صورت شرجی درمی آید که آزار دهنده است. آیا می دایند چرا؟ 

3-آب و هوای نیمه بیابانی :به این نوع آب و هوا کوهپایه ای نیز می گویند .کوهپایه های البرز و زاگرس چنین آب و هوایی دارند.هرچه از نواحی داخلی و کناره ای به سمت   کوهپایه های البرز و زاگرس پیش می رویم مقدار بارش بیشتر و دورۀ گرما کوتاه تر میشود.

 

*باد هایی که به ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی می وزند:  

باد های مرطوب و باران آور : از سمت شمال غرب و غرب در فصل سرد می وزند و عامل اصلی بارندگی هستند و هر چه به نواحی داخلی ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی نزدیک می شوند از میزان بارش آن ها کاسته می شود .

باد های جنوب شرقی :در فصل تابستان از اقیانوس هند می وزند و موجب بارش تابستانی در جنوب شرقی ایران می شود .

باد های جنوبی وجنوب غربی : در بعضی از فصول می وزند که گرم و خشک هستند .